أبو علي سينا ( مترجم : ملا فتح الله بن فخر الدين شيرازى )

214

كليات قانون ابن سينا ( فارسى )

باشد و برودت عمل كرده او را بتدبيرى جديد و اگر سرما عمل كرده باشد چنان كه عضو را سست كرده باشد به سبب موت حار غريزى كه در آن عضو بود و حقن آنچه بتحليل رفته باشد از جوهر اعضا و عرضه كمودت شود بسبب عفونت و بسيار بود كه محتاج شوند در تدبير بانچه در باب سرما گفته‌اند و در باب سرما گفته اند و در باب قروح گفته‌اند خاصة قروح خبيثه اكاله و اما آن را كه سرمازده باشد و متعفن نشده باشد و در كار عفونت باشد اولى آن بود كه اطراف او را در آبى نهند كه در ان آب شلجم پخته شده باشد و انجير و كرنب و آب رياحين و آب شبت و رازيانه و بابونج هم نيكو باشد و تردوغ كه دوغى باشد كه در ان بقول انداخته باشند آن هم بطوخى نيكو بود و آب شلجم و آب نمام و تضميد بشلجم دواى باشد كه نيكو بود و انفع است از براى سرمازده بايد كه سرمازده احتراز نمايد از مقاربت نار و چون نزديك شود مكث نكند و چند قدم به راه رود و يارا حركت دهد و رياضت فرمايد و دلك كند و بعد از ان تمريخ كنند و طلايه و نطول كنند بسبب آنچه گفته شد ديگر بايد كه ترك كند و اطراف را متعلقتا و ساكنتا در برودت و بايد كه حركت ندهد و رياضت نفرمايد كه آن اقواى اسباب تمكن بود از براى مقاومت با آن و بعضى از مردم طرف سرمازده را در آب سرد مىنهند و بدان سبب منفعت مىيابند همچنانكه فواكه جامده را در آب سرد مىاندازند پس گويا كه جمد از ان بيرون مىرود و نرم مىكند آن را و اگر آن را بنار نزديك سازند پخته شود و متعفن گردد و اما آنكه اين معنى چگونه خواهد بود طبيب را به آن حاجت نباشد و اگر شروع كند عضو كه كمد شود و تيره بايد كه شرط كنند تا آنكه خون بسيار از ان برود و عضو را بايد كه در آب گرم نهند تا آنكه خون بسته نشود در افواه شرط و بيرون نبايد بلكه بگذارد تا خودبخود بسته گردد بعد از ان طلايه كنند بطين ارمنى و سركه كه مانع بود از فساد و قطر آن نفع مىكند اولا و در آخر هم نفع مىكند و چون تجاوز كند بسياهى و سبزى و ميت شود بايد كه آن را ببرند زود تا آنكه غير فاسد نشود كه در جوار او باشد و بايد كه نگذارد كه عفونت حركت كند و عضو را بگيرد - فصل ششم در حفظ اطراف و لون در سفر چون خواهند كه در سفر لون تباه نشود بايد كه طلايه كند بچيزهاى لزج مثل لعاب نيكو و بهدانه و لعاب فرضح كه اسبغول بود و همچنين محافظت كند لون را باشياء مغزيه مثل لعابى كه از كتيرا گرفته باشند يا از صمغ عربى يا لعاب بهدانه يا سفيده تخم‌مرغ يا مستحلبه كعك سميد كه نانى باشد فربه و از ان شيره او را بگيرند چنان كه در آب خيسانيده كنند و لعاب آن را بكرپاس بيرون آورند و روى خود را به آن لعاب طلايه كنند تا آنكه موم روغنى سازند كه اجزاى آن روغن كنجد باشد و لعاب كتيرا از هريك ده مثقال و موم پنج مثقال و اين وقتى كنند كه در او شقاق پديد شده باشد از سرمائى يا از گرمى آفتاب و در سرما لعاب حلته اضافه كنند با بزرگ و در گرما اسبغول و اگر ازينها زياده شود تدبير آن را از كتاب جزوى در باب زينه طلب نمايند - فصل هفتم در نگهداشتن مسافر خود از مضرت آبها بدانكه مسافر را در سفر بآبهاى مختلف ملاقات مىشود و بسبب تشنگى مضطر مىشود بشرب آن آبها پس بايد كه خود را از مضرت آن آبها نگهدارد و الا بواسطه شرب آن آبها بامراض مختلف مىافتد و از جمله تدابير در اصلاح آبهاى مختلف يكى آن بود كه از خاك ملكى كه وطن او آنجا بوده است و طبيعت او به آب و طعام آنجا عادت كرده است پاره بردارد و با خود نگهدارد كه چون به آب غريب رسد از ان خاك بان بياميزد و برهم زند و ساعتى بگذارد تا صاف شود بعد از ان آب بخورد كه دفع مضرت آن آب به آن خاك شده باشد و همچنين خاك هر مكان را كه بمصاحبت بردارد و با آب مكان ديگر بياميزد تا به مكان مراد برسد و اگر او را ازين قاعده فوت و از خاك مكان عادى چيزى برنداشته باشد بايد كه اصلاح هر آبى را كه مشروب او بود در امكنه مختلفه به دو طريق كند يا بترويق يا بطبخ و در هركدام از ترويق و طبخ قوانين مختلف باشد كه از آن جمله در ترويق و طريق يكى قاعده قرع باشد و انبيق كه آب را در ديگى كنند و بر سر آن مكبه نهند كه در آن ممر ممرور آب بود بعد از آنكه آب ببخار متصاعد شده باشد و در آن مجرا درآيد و از لؤلؤ انبيق بظرفى ديگر كه آن قابل بود درآيد و آن آب را بعد از تقطير سرد كنند و بخورند تا آنكه مكبه را معلق بنهند و طاس را در ميان آن آب نهند و سنگى در ميان آن طاس نهند تا آن طاس در آب بنشيند چنان كه در آب فرو برود اما آب از مكبه معلق در ان طاس قطره‌قطره ريزان شود و طاس از آب پر شود و آن آب را سرد كرده بخورند يا آنكه آب را